|
بسمه تعالی
قبل از تشکیل کلاس استاد ابطحی ، بچه های کلاس درباره مرام ، اخلاق ، نوع برخورد ، وضعیت کلاس داری ، حضور و غیاب و نمره دادن ایشان از بنده سئولاتی کردند که این حقیر در جواب چیزی جز تعریف و تمجید نگفت .اما با آمدن استاد به کلاس تمام آن مطالب چیزی جز سراب نبود و بر خلاف اظهارات بنده ، که استاد ابطحی را سخت گیر معرفی نکرده بودم ، موضوع کاملا عوض شد و این سرآغاز ارسال پیامک های اعتراض آمیز بود .
پیامک پشت پیامک و این شد که تصمیم گرفتم چند بیتی در وصف کلاس خدمتتان تقدیم کنم که دیگر من نباشم که ندانسته حرف بزنم .
رفقا انشالله مرا می بخشید.
دوستدار همه شما مجید کریمی
وصف اولین کلاس استاد ابطحی
سه شنبه آخر بهمن به هر ساز
شدش درس خبربنویسی آغاز
جناب " ابطحی " استاد ما بود
به رسم الخط اخبار آشنا بود
منم چون قبلا او را دیده بودم
مرامش را کمی سنجیده بودم
بنابر سابقش گفتم به یاران
کنید اکنون گزینش درس ایشان
یقینا رد نماییم زیرسبیلی
ز او هر مشق و انشاء طویلی
برای برگه های امتحانی
دهد همواره بوی مهربانی
به تحریکات اینجانب شد آخر
خیال جملگی آسوده خاطر
به رسم و عادت ایرانی بازی
تمامی طالب تنبل نوازی
خلاصه حضرت استاد اومد
دیسیپلین در نگاهش موج می زد
بگفتا راه و رسمم باشد اینجور
که هست از فکر و اوهام شما دور
اگر حاضر نباشی راس ساعت
ببینی جدیت را بی نهایت
همه در گفتمان شرکت نمایید
وگرنه در کلاس تو (۲) نیایید
مدور صندلی ها را بچینید
اگر مشتاق دانش بیش از اینید
اگر چه بنده استادی ثقیفم
کنون همراهتان در یک ردیفم
بدور از تنبلی در علم و دانش
کنید این شیوه را در من ستایش
کلامش چون در نایاب دیدم
به عزمی راسخ این واحد گزیدم
ولی من بودم و یک عده شاکی
پیامک پشت هم از شکوه حاکی
که ما را ابتدا تازانده بدجور
از این پس خاطر ما گشته رنجور
چنین الطاف اینجانب " کریمی "
ببار آورد اوضاع وخیمی
همه اکنون دچار اضطرابند
ندیدند آب و دربند سرابند
از این تحصیل معلومات هیهات
که عمری رفت و شد ابطال اوقات
به هر صورت به قول و گفته او
تعهد را ببین هر دم فراسو
به درسش دارم اکنون اشتیاقی
پس از این ماجرا ، القصه باقی
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 11:9 توسط مجید کریمی
|
|